محمد تقي جعفري

255

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به حد كافى مىرسند كه تنظيم و تصفيهء ذهن و فعاليتهاى آن كه كارگاه اصلى شناخت است ، با حد اكثر دقت انجام بگيرد . قلمرو ذهن با نظر به تعدد نيروهاى متنوع و فعاليتهاى گوناگون و تاثرات مهم مانند جنگلى بسيار بزرگ است كه پر از انبوه درختان متنوع و چشمه سارها و جانوران و تپه‌ها و معادن گوناگون است كه در حالات عادى مانند دورنمائى است كه نمودهايى بسيار ناچيز از خطوط و اشكال و رنگهاى مقابل ديدگان ناظر را نشان مىدهد و بس . نيروى تجسيمهاى گوناگون ، حافظه با امكان ثبت يك ميليون ميليارد اطلاع ، نيروى تعقلهاى تنظيمى و تجريدى و مقايسه اى ، نيروى زيبايابىهاى بسيار متنوع ، قدرت تذكر ( يادآورى ) فعاليتهاى تداعى معانى . جريان انديشه‌هاى هدفدار ، اصول بديهى و نظرى و پيش ساختهء رسوب شده ، تاثرات ته نشين شده در ناخودآگاه و غرايز و صدها نيرو و امكان فعاليتهايى كه با دگرگون شدن موضعگيرىها و دگرگونى واقعيات به فعليت مىرسند . در درون آدمى مانند همان جنگل انبوه است كه ذهن آدمى در موقع تماس با واقعيات با يك كانال باريكى با آن جنگل در ارتباط قرار مىگيرد ، اگر چه او خود اين ارتباط را نخواهد ، بلكه اصلا آگاهى به آن نداشته باشد . به همين جهت است كه جهان - بينان بزرگ و همه جانبه براى لزوم تصفيه و تنظيم ذهن كه كانالى با آن جنگل دارد ، اهميت حياتى براى تحصيل شناخت قائل هستند . از قرن نوزدهم به اين طرف اين تصفيه و تنظيم بفراموشى سپرده شد و در نتيجه بجاى آنكه دانشمندان و صاحبنظران ، جهان و اجزاى آن را درك كنند ، ذهن خود را در مسائل مورد تحقيق تجزيه نموده و بجاى آنكه ارتباط ذهن را با جنگل درون بوسيلهء كانال تنظيم منطقى نمايند ، در محدوديتهاى اسفانگيز تخصصى ( كه داراى بعد مفيدهم هست ) خود را به محاصره انداختند . در نتيجه ، جهانى كه براى هر دانشمند مطرح مىشود ، اگر چه در رشتهء تحقيق خود ، بسيار ژرفنگر است ، ولى بسيار كوچكتر از آن جهانى است كه درون او مىخواهد . اين